خاک آرزوهایم...
![]()
میخواهم خاک بازی کنم
دنیا برعکس بچرخد
پنج ساله شوم دوباره
سرسجده بپرم روی شانه ی پدر
دست مادرم را موقع خواب بگیرم
توت فرنگی هارا بچینم از باغچه
مرتضی پسر همسایه گل بچیند بندازد روی دامنم
وای دامن چین چین چهار خانه ام کو؟
کفشهای تق تقی ام کجاست؟
خدایا چقدر کودک شده ام امشب
دارم خاک بازی میکنم
با خاک آرزوهام...